|
مثل پروانه ها دورت می گردم بزار دستت رو دستای سردم
|
هر كس به طريقي دل ما مي شكند
بيگانه جدا دوست جدا مي شكند
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد كه چرا مي شكند
گل هميبشه نازم نبودي چاره سازم
نكردي مهربوني به قلب پر نيازم
اخه اين اسمش وفا نيست
راه و رسم عاشقا نيست
وقتي كه دلم گرفته
دل شكستن كه روا نيست
سال 86 اومد د د د د د د د د د د دد د د د د
با ارزوي سالي خوب براي همه ي عزيزان
دوستدار شما . عسل تنها
همه عيد رو جشن مي گيرن همه دل هاشون شاده اما دل بيچاره ي من
بگذريم
__________________________
تقديم به همه ي دل هاي شكسته
__________________________
توي قفس نشيتن بازم تو تا قناري
يادتو افتادم و اون عكس يادگاري
يادت مي ياد مي گفتي براي من مي ميري
خدا رو شكر زنده اي اما دوسم نداري
قناري ها مي خونن واسه دل من و تو
تو لحنشون چه پيداست قصهي بي قراري
تو قفسن وليكن باز يه كمي مي ترسن
يه وقتي از راه بياد پرندي شكاري
شكاري مثل خودت كه اومدي سراغم
منو نشونه رفتي با تير كمون زاري
گفتي يه عصر پاييز كه برگا سرخ و زردن
مي ريم كنار دريا مي ريم قايق سواري
حالا چقدر گذشته از اون روزاي رنگي
سخته ديگه انگاراسم منو بياري
قرار اخر ما يه روز پاييزي بود
مونده هنوز روي پنج اين ساعت ديواري
دلم مي خواد بدونم كي تو رو جادو كرده
عاشق بويد و حالا شدي از من فراري
هيزم ارزوهام ديشب ديگه تموم شد
خودم با دستام اون رو ريختم توي بخاري
گفتي كه هر چي دادي پس مي فرستم برات
به من نده عزيزم بريز تو اب جاري
راستي ياد هست داره دوم اذر مي شه
اون روز اشنايي چه روز ناگواري
بعد خدا حافظيمون يه سر مي رم تا دريا
اون طرفا پيامي نامه اي چيزي كاري؟
هر جا كه غصه باشه من نشونيم همون جاست
دلت بيگره راحت با من قرار مي زاري
براي اخرين باز قبل از خدا نگهدار
برات دعا مي كنم خوش باشي و بهاري
اگر دلت رو تقدير خدا نكرده شكست
بدون هميشه من رو تا ته دنيا داري
مواظب خودت باش ديگه سفارشي نيست
از مني كه شكستم به تويي كه موندگاري
_________________________________
_________________________________
عسل تنها براي همهي عزيزان به خصوص احمد و بهاره ي عزيز عيد خوبي
رو ارزو مي كنه
بهاره خواهر خوبم ارزوي بهترين ها رو برات دارم هر جا عيد هستي خوش
باشي
همه رفتن کسی با ما نموندش کسی حرف دل ما رو نخوندش
همه رفتند ....
خیلی بی معرفتی معرفت چیزی نیست که هرکس لایق داشتنش باشه
معرفت نداشتی بی وفا بی معرفت بهونه ی خوبی رو برای رفتن انتخاب
نکردی از یه مدت پیش فهمیده بودم هوای رفتن به سرت زده ولی به روی
خودم نیاوردم ...



تو ان همای بخت منی کزدیار دورـ
پرپر زنان به کلبه ی من پر کشیده ای
بر بامم ای پرنده ی عرشی!خوش امدی
در کلبه ام بمان
ای انکه همچو من ـ
یک اشیان گرم محبت ندیده ای
با من بمان که من ـ
یک عمر بی امیدـ
همراه هر نسیم بگلزار عشق هاـ
در جستجوی یک گل خشبو شتافتم
می خواستم گلی که دهد بوی زندگی ـ
اما نیافتم.
شبهای بس دراز ـ
با دیدگان مات ـ
بر مرکب خیال نشستم امیدوار
دنبال یک ستاره فضا را شکافتم
می خواستم ستاره ی امید خویش را ـ
اما نیافتم.
امروز یافتم
گمگشته ای که در طلبش عمر من گذشت ـ
اما کنون نشسته مرا روبرو تویی
انکس که بود همره باد سحر منم
و ان گل که داشت بوی خوش زندگی تویی
نوشین لبی که جان به تنم میدمد تویی
عمر منی که تاب و توان داده ای بمن
با من بمان که روشنیه بخت من زتست
اری تویی که بخت جوان داده ای بمن
نام تو ((عسل)) است و فروغ دل مایی خواهم که همه عمر فروزنده بمانی
تقدیم به ارزوی نهانم((عسل عزیزم))-ش![]()
سلام بچه ها امروز نمي خوام شعر بنويسم بزارين يه كم از دنياي اطرافم براتون بگم پس خوب گوش كنيد من و تويي كه دستمون به دهنمون مي رسه شايد بقيه يعني بعضي رو كه رنج نداري مي كشن رو درك نكينم يا حتي اونا رو نبينيم خيلي ها هستن ندارن ولي هميشه خدا رو شكر مي كنن خيلي ها هستن با همين نداري چيزي به نام گذشت و فداكاري رو ياد گرفتن راستش چيزي كه باعث گفتن اينا شد يكي از دوستاي نزديكم بود ما پارسال با هم تلاش مي كرديم بريم داشنگاه دوستم و خواهرش با هم يه سال تفاوت سني داشتن هر دو كنكور داشتن يكي كه دوستم بود هم رشتهي من بود و اون يعني خواهرش انساني خلاصه بگم براتون من دولتي قبول نشدم ولي اين دولتي قبول شد من رفتم ازدا خيلي راحت ولي دوستم بايد مرحلهي دوم مي داد تا بره داشنگاه دولتي اين وسط خواهرشم قبول مي شه تو رشتهي حقوق دوستم مرحلهي دوم رو مي ده از بد روزگار يا خوب مرحلهي دوم رو با موفقيت مي ده و قبول مي شه ولي وضعيت ماليشون خوب نبود دوستم كه وضع باباش رو مي بينه به خواهرش مي گه تو برو من نمي رم داشنگاه وقتي داشت به من مي گفت اينا رو من تو دلم گفتم بابا من كه مي دونم ميري داري سر ما رو شيره مي مالي در كمال ناباوري ديدم براي ثبت نام داشنگاه نرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت راستي اسمش روياست و بچهي تهران مي بيند چقدر گذشت داشت مي بينيد چقدر فداكار بود حالا دوسال از كنكور محروم شده !! در ضمن بايد ياد بگيرم و بگيريم كه زود قضاوت نكينم الان يه جايي كار مي كنه ولي ربطي به رشتمون ندارم يه فروشندس اميدوارم اين شكل براي هيچ يك از ما بچه ها پيش نياد و گذشت رو ازرويا ياد بگيريم خب تموم شد رويا جان برات اروزي موفقيت مي كنم دوستدار تو عسل

بی تحرک بی نمایش
نیمکت ها گیج گیج و واژگون
به امید یه نوازش
پشت صحنه بغض تصویر
روی ایینه های غمناک
روی صحنه غیبت نور
روی پرده یه وجب خاک
همه رفتند همه رفتند همه با هم همه جز خاطره و یاد
درا بازو بسته میشن ولی با دل سوزی باد
عمر بازیگری من عمر شبنم روی برگ بود
عمر عشق بازی شیشه با هوس ها و تگرگ بود
نه صدای دست تحسین نه گل میخک و بوسه
باورم نمیشه تو اوج داره بال من می سوزه
بنویسید بنویسید روی سنگ ها رو درخت ها
با شما هام قصه نویس ها بنویسید
از همین جا.......
چند بهار پیشتر از این ها دیو صحنه زیر پاهام بود
توی اهل بی وفامون اسم من مثل سلام بود
حالا نه صدای تحسین نه گل میخک و بوسه
باورم نمیشه تو اوج داره بال من میسوزه (شهریار)
((هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی))
تقدیم به همه ی وجود خودم((عسل عزیزم))
-ش